بازگشت تیم فوتبال دختران کشور به میهن را میتوان نمونهای قابل توجه از کارآمدی سازوکارهای هماهنگ میان نهادهای اجرایی، دیپلماتیک و ورزشی کشور در مدیریت یک موقعیت پیچیده در عرصه بینالمللی دانست.
وضعیتی که در آن یک رویداد ورزشی فراتر از چارچوبهای معمول رقابت قرار گرفت و با مجموعهای از فشارهای رسانهای، روانی، امنیتی و سازمان یافته همراه شد، تا جاییکه بعد از فروافتادن نقابها، دستهای آمریکا و به صورت مشخص رئیس جمهور این کشور (ترامپ) و عملگی دولت استرالیا در ترغیب و اجبار دختران فوتبالیست کشورمان به پناهندگی عیان شد.
در هفتههای گذشته، فضای پیرامون حضور تیم با اقداماتی همراه بود که تلاش داشت بر تصمیم گیری و وضعیت روحی ورزشکاران اثر بگذارد.
رفتارهایی که با عرف متعارف رقابتهای ورزشی و مناسبات دیپلماتیک فاصله معناداری داشت. چنین شرایطی در ادبیات مطالعات ارتباطات و سیاست ورزش، به عنوان بخشی از فشارهای ترکیبی در محیطهای ورزشی قابل تحلیل است؛ جایی که ورزشکاران جوان ممکن است در معرض انواع تاثیرگذاریهای روانی، رسانه ای و اجتماعی قرار گیرند.
تجربه اخیر نشان داد که در شرایطی که یک موضوع ورزشی میتواند ابعاد رسانهای، دیپلماتیک و حتی امنیتی پیدا کند، اتخاذ رویکردی مبتنی بر مدیریت شبکهای و تصمیمسازی چندسطحی تا چه اندازه تعیینکننده است.
در این میان نقش مدیریت هماهنگ و چندلایه وزارت ورزش و جوانان و در راس آن نقش هدایتگرانه وزیر ورزش و جوانان، احمد دنیامالی، به عنوان یک مدیر استراتژیست در ساماندهی و راهبری یک تیم عملیاتی منسجم قابل توجه بود. از نخستین لحظات طرح موضوع، فرآیند مدیریت مسئله با رویکردی مرحلهبهمرحله و مبتنی بر تعامل نهادی دنبال شد؛ رویکردی که در ادبیات مدیریت بحران از آن به عنوان «هماهنگی بینبخشی در محیطهای پیچیده» یاد میشود.
در این فرآیند، مجموعهای از نهادهای داخلی و خارجی در یک چارچوب همافزا به کار گرفته شدند؛ از معاونتها و مدیریتهای تخصصی وزارت ورزش گرفته تا همکاری نزدیک با وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیما، مجموعه رسانهای کشور و همچنین ظرفیتهای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور.
نقش آفرینی فعالانه سفارتخانههای ایران در مالزی و ترکیه، کاردار کشورمان در استرالیا و همچنین رایزنان فرهنگی در تسهیل ارتباطات و مدیریت تعاملات بینالمللی از جمله عوامل مهم در پیشبرد این روند بود.
از منظر مطالعات دیپلماسی ورزشی، این تجربه نشان میدهد که ورزش صرفاً یک فعالیت رقابتی نیست، بلکه در عرصه بینالمللی میتواند به بستری برای تعاملات پیچیده میان دولتها، نهادهای فرهنگی و ساختارهای رسانهای تبدیل شود. در چنین شرایطی، توانایی یک کشور در بسیج ظرفیتهای نهادی و ایجاد هماهنگی میان دستگاههای مختلف، نقش تعیینکنندهای در مدیریت پیامدهای احتمالی دارد.
بازگشت سالم و موفق تیم فوتبال دختران ایران به کشور را میتوان نمادی از کارآمدی این الگوی مدیریتی دانست؛ الگویی که بر همافزایی نهادی، تصمیمگیری مبتنی بر مشورت و استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی عمومی استوار است.
این تجربه همچنین نشان داد که حوزه ورزش، به ویژه در بخش بانوان، میتواند به یکی از عرصههای مهم نمایش توان مدیریتی و انسجام نهادی کشور در سطح بینالمللی تبدیل شود.
مورد اخیر همچنین اهمیت توجه به ابعاد روانی و حمایتی از ورزشکاران در عرصه های بین المللی را برجسته میکند تا جاییکه این حمایتها و ارزشگذاریها منجر به دست رد زدن دختران ورزشکار کشورمان به وسوسه انگیزترین پیشنهادات برای پشت کردن به مام میهن شد. در همین رابطه می توان گفت فراهم آوردن شبکهای از حمایتهای نهادی، ارتباطی و دیپلماتیک میتواند به حفظ تمرکز ورزشکاران بر ماموریت حرفه ای خود کمک کرده و از تاثیرگذاری فشارهای بیرونی بکاهد.
در مجموع، آنچه در این ماجرا رخ داد نمونهای از کارکرد عملی دیپلماسی ورزشی و مدیریت هماهنگ بیندستگاهی در مواجهه با شرایط پیچیده بین المللی بود؛ تجربهای که میتواند به عنوان یک الگوی قابل مطالعه در سیاستگذاری ورزش بینالملل و بهره گیری از ظرفیت ورزش برای تقویت انسجام و اعتماد عمومی مورد توجه قرار گیرد.
محمدحسن تقیزاده/ مدیرکل روابط بینالملل وزارت ورزش




نظر شما